كشفِ روایتِ خیلی قديمىِ داستانِ آدم و حوا
نوشته ميشل هوپينک / ترجمه غسان حمدان /
دو باستانشناس هلندى روایتی خيلى قديمى از داستانِ آدم و حوا يافتهاند كه بنا به ادعاى آنها به ۸۰۰ سال پيش از روایتِ «سفر تكوين» (Genesis) در تورات بازمیگردد. اين روایت با روایاتِ ذكر شده در انجيل و قرآن تفاوتِ بسيارى دارد. اما اين اكتشاف از چه لحاظ میتواند براى معتقدان به اديانِ ابراهيمى مهم باشد؟
اين روایت روى دو كتيبه گِلى و به زبان اوگاريتى حک شده و به سده سيزدهم پيش از ميلاد بازمىگردد. اما اين دو كتيبه در سال ۱۹۲۹ در سوريه يافت شدند. در دهه هفتاد قرن بيستم نيز رمزهاى اوگاريتى دو كتيبه به طور جداگانه شناسايى شدند. سپس دكتر مارگو كوربل و يوهانس دى مور از دانشگاه لاهوت پروتستان آمستردام کتیبهها را مورد مطالعه قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه آنها داستان آدم و حوا را بازگو مىكنند.
كشفِ روایتِ خیلی قديمىِ داستانِ آدم و حوا
نوشته ميشل هوپينک / ترجمه غسان حمدان /
دو باستانشناس هلندى روایتی خيلى قديمى از داستانِ آدم و حوا يافتهاند كه بنا به ادعاى آنها به ۸۰۰ سال پيش از روایتِ «سفر تكوين» (Genesis) در تورات بازمیگردد. اين روایت با روایاتِ ذكر شده در انجيل و قرآن تفاوتِ بسيارى دارد. اما اين اكتشاف از چه لحاظ میتواند براى معتقدان به اديانِ ابراهيمى مهم باشد؟
اين روایت روى دو كتيبه گِلى و به زبان اوگاريتى حک شده و به سده سيزدهم پيش از ميلاد بازمىگردد. اما اين دو كتيبه در سال ۱۹۲۹ در سوريه يافت شدند. در دهه هفتاد قرن بيستم نيز رمزهاى اوگاريتى دو كتيبه به طور جداگانه شناسايى شدند. سپس دكتر مارگو كوربل و يوهانس دى مور از دانشگاه لاهوت پروتستان آمستردام کتیبهها را مورد مطالعه قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه آنها داستان آدم و حوا را بازگو مىكنند.
در این روایتِ قدیمی «ايل»، ربالارباب در اسطورههاى كنعانى، بر «تاكستانِ بزرگخدايگان» واقع در كوه آرارات (شرق تركيهی کنونی) حكمروايى مىكند. اما ربالنوعِ شرارت «حورون» – که نياى شيطان باشد – با فرمانرواییِ ايل مخالفت مىكند، كه به اخراجِ وى از كوه مىانجامد. حورون نيز براى انتقام «درخت زندگى» را مسموم مىكند. و اينجاست كه سر و کلهی آدم در داستان پیدا مىشود.
آدم به عنوان ايزد از سوى ايل به زمين فرستاده مىشود تا جلوى شرارتهاى حورون را گرفته با وى به مقابله برخيزد، ولى ماموريت وى به پايانى تراژديک میانجامد. حورون به نيرنگ متوسل مىشود و خود را به شكل مار درآورده و آدم را نيش مىزند؛ و آدم پس از گزيده شدن جاودانگى خود را از دست مىدهد. براى جبران اين ضايعه و دلدارى دادن به آدم، ربالنوعِ خورشيد «زنِ مهربان» را به زمين مىفرستد تا بدین ترتیب نسل بشر ادامه بيابد و آدم بتواند بخشى از جاودانگى خود را بازپس گيرد.
شباهت بين اين داستان با داستان آفرينش در تورات و قرآن پژوهشگران را به اين فكر انداخته كه نسخههاى مختلف ديگرى نیز از اين داستان وجود دارد. تفاوت اصلى اين داستان بنا به گفته پروفسور دى مور به وجود ايزدهاى متعدد در اسطورههاى اوگاريتى مربوط است. آدم و مار ربالنوع هستند و اين امر با اديان توحيدى منافات دارد. تفاوت دوم هم اين است كه سقوط آدم به دليل گناهی که خودش مرتكب شده نيست. در اين داستان و پس از ترجمه رموز اوگاريتى هيچ سخنى از گناه و مجازات به میان نمیآید. همچنين از همسر آدم با صفت «داراى سرشت خوب» ياد شده است. در اين داستان حوا هيچ تقصيرى در سرنوشت آدم ندارد، یعنی درست برعكس داستان آفرينش يهودیها و مسيحیها و مسلمانان.
كشف اين اسطوره اوگاريتى تهديدى مستقيم براى كتابهاى مقدس اديان توحيدى كه داستان آفرينش را «مشیت الهى» مىدانند به شمار مىرود. اسطوره اوگاريتى نشان مىدهد كه داستان آفرينش پيشينه تاريخى دارد. اين امرْ اعتقاد به داستانِ ذكر شده در تورات، انجيل و قران و اصرار بر اين كه دنيا طی هفت روز آفريده شده را به چالش مىكشد.
دو كتيبه يافت شده كه اين داستان بر آنها نقش بسته بخشى از مجموعه بزرگى از آثار باستانى است كه در اوگاريت در شمال سوريه يافت شده است. هنوز بسيارى از اين الواحِ گلى مورد بررسی قرار نگرفتهاند؛ و بنا به گفته كوربل و دى مور، پس از بررسیِ آنها ممكن است حتی كشفيات بيشترى هم به دست آید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر